از نوشتن این مطلب به هیچ وجه قصد مقایسه آقای خاتمی با خالد بن ولید رو ندارم تنها هدفم اینه که به بعضی ها بفهمونم که استناد به اجتهاد کردن ابزار دست بعضی ... هابوده و مطلب تازه ای نیست برای فهم بهتر ماجرا مطالب پستهای قبلی رو یه نگاه بزنید.
رییس قبیله در جواب درخواستهای خالد بن ولید چون ابوبکر رو به جانشینی پیامبر (ص)قبول نداشت(چون حضرت علی (ع) رو بنابر وصیت پیامبر(ص)جانشین برحق می دانست) تمام خمس و زکات رو به قبیله برگردوند و از دادنشون به خالد خودداری کرد.
خالد هم دستور داد تا همه مردان قبیله رو جمع کنند و گردن بزنند.
همسر رییس قبیله که گویا زن زیبایی هم بوده برای شفاعت همسرش اومد ، خالد کور شده تا چشمش به این زن افتاد دستور داد گردن شوهرش رو بزنن و همون شب با اون زن همبستر شد.
یکی از صحابه پیامبر (ص) که همراه خالد بود به سرعت به مدینه برگشت و اومد پیش ابوبکر و عمر و گفت : حد بر این خالد واجبه و اون با زنی که باید عده وفات نگه می داشته همبستر شده .
ابوبکر برگشت گفت :خالد اجتهاد کرده ولی اجتهادش اشتباه بوده.
به این سادگی از حد زدن این بابا گذشتن.
حالا تو قضیه دست دادن آقای خاتمی هم این آقای مزاری+ چند نفر دیگه میگن افتخار شیعه داشتن اجتهاده ! . حالا یعنی این آقایون منظورشون اینه که آقای خاتمی و اینها هم اجتهاد کردن که دست دادن با زنان خارجی اشکال نداره دیگه ؟؟؟!!! (اصلا معلوم نیست این بنده خدا آقای خاتمی به این مطلب تو این قضیه فکر کرده باشه ولی مگسان دور شیرینی ببین چه خوب مطلب رو به دین می چسبونن!!!)
ولی این مدل اجتهاد های ابوبکری شایسته روحانیون شیعه نیست که منادیان اسلام علی وار هستند.
هرچند که نباید بگذریم که بعضی هامیگن این جارو جنجال سر دست دادن یا ندادن و راستکی بودن یا مونتاژ بودن فیلم و عکس واسه تجمیع آراء دوم خردادی ها و اپوزوسیون هایی نظیر ملی مذهبی ها و... است یعنی بگن آقای خاتمی خیلی خیلی باز فکر میکنن و البته باز هم عمل میکنن پس دیگه دکون آزادی مآبی به سبک اپوزوسیون فریبانه دوباره رونق بگیره و رای جمع کنن.
البته الله اعلم
در جواب ایرادات آقای مزاری بنده هم مطالبی رو به ایشون انتقال دادم البته اینجا بعضی مطالب رو کم و زیاد کردم که مفید ومختصر باشه .شما هم بخونید و نظرتون رو بدید:
1-ایشون میگفت جوانهای ما افسردن چون بیشتر از رنگ مشکی استفاده میکنن!!!
ج:در روانشناسی رنگ مشکی یعنی فاصله و حریم وهیچ رنگی این مفهوم رو با این شدت القاء نمی کنه.وقتی کسی عزیزش فوت میکنه چرا مشکی می پوشه ؟داره این مفهوم رو انتقال می ده که بین من و عزیزم فاصله افتاده.
رنگ مشکی اگه برای اکثر خانمها در پوششون رنگ غالبه چون می خوان حریم شخصی خودشان را با این سیگنال بصری حفظ کنند و هشدار می دن که حریم شخص من باید از هر نوع تجاوزی دور نگه داشته بشه.
این هم که میگن سیاه در اسلام مکروهه مطلق نیست چون سه چیز در اسلام اگر مشکی انتخاب بشه مکروه نیست . پیامبر(ص)هم گاهی اوقات کفش ، عبا و عمامه خودشان رو مشکی انتخاب می کردن.
2-اینکه آقای خاتمی با اون مادر و دختر ایتالیایی دست دادند اصلا از نظر من اشکال نداره !!!
ج:آدمیزاد تو مسئله ای اظهار نظر میکنه که تو اون تخصص داشته باشه سر قضیه ی آغاجری ،این قضیه تخصص داشتن ،خیلی مطرح شد که چطوره که ما واسه ساختمون معمار میاریم و واسه مریضی پیش دکتر میریم تو مسائل فقهی هم باید فقیه جامع الشرایط یعنی مجتهد نظر بده .نظر شما یه نظر شخصیه ونظر شخصی و نظرات پلورالیستی مدت کمی نیست که بین دوم خردادی ها به عنوان روشنفکری دینی مطرح شده ولی شما چون تخصص تو زمینه فقهی ندارین حق فتوا دادن تو این قضیه رو هم ندارین.
بعد من از ایشون پرسیدم مجتهد شما چه کسیه ؟گفتن امام و در مسائل روز آقا ؛من هم گفتم پس نظر ایشان در این قضیه مغایر نظر شماست. پس چه مقلد بودنیه که ایشون خودش نظر مخالف مرجع می ده!!!!!
3- افتخار شیعه اینه که اجتهاد داره و میتونه اجتهاد کنه و حکم جدید بده.
ج: اجتهاد وقتی انجام میشه که آیه و حکم صریحی یا روایت صحیحی در آن مورد وجود نداشته باشه در صورتی که ما به صراحت در این مورد حکم داریم آیات و روایات صریح ما رو از هر آسمون ریسمون بافتنی بری میکنه.
4و5 : کسی که تفکر منحط این مدلی داره اصلا نمی تونه بهتر از این خذعبلات رو بگه
البته نوشتن این مطالب از اون باب نیست که این آقا آدم مهمیه ِنه.اینها رو مینویسم که بدونین اینها تمام عناصرشون رو بسیج کردن تا تواین انتخابات حتی به قیمت پاگذاشتن رو احکام مسلم دین رای بیارن.
با عرض پوزش از بابت تاخیر چند روزه .
خلاصه روز پنجشنبه بنا به دعوتی که کرده بودند رفتم سالن اجتماعات شهرداری منطقه 9 .
ساعت حدودا 4.30 بود که وارد سالن شدم هنوز برنامه شروع نشده بود که یکی از بچه هاکه از نماینده های تهران و هم دوره هم بودیم از پشت سر صدام کرد و بعد از احوال پرسی کنار هم به انتظار برنامه نشستیم.
بچه ها بعضی هاشون با کروات بعضی ها با کت شلوار و دختر ها هم چند تا چادری و بعضی مانتویی و با حجاب خوب و بعضی هم شل حجاب اومده بودند، خلاصه همه جوره تو جلسه بود.
مجری برنامه (که زیاده راحت و ولو مینشست که با تذکر درست نشست) اولین برنامه را سخنرانی جناب دبیرکل مجمع که همون آقای میرزرایی همدوره خودمون بود اعلام کرد.
ایشون هم بعد از صحبتهای اولیه چون شب میلاد امام حسین (ع) بودبیاناتی در رثای ایشان بیان کرد که جالب توجه است:
آقای مسعود میرزایی معتقد بود که امام حسین (ع)بحران مشروعیت امامت را در زمان خودشان حل کردند!!!!!
در صورتی که هممون می دونیم مشروعیت از جانب خداست و در دوران ائمه اطهار (ع)مشروعیت وجود داشته و مقبولیت و اقبال عمومی (مردم)متغیر بوده .
یه جای صحبتشون هم گفتند این که نیچه میگه خدا مرده منظورش این بوده که معنویت در این دوران کم شده
این برادرمون یه طوری این رو بیان کرد مثل اینکه داشت گفته های ملحدانه اونها رو تطهیر می کرد (بگذریم شاید تو نوع بیانش اینطوری القاءشده باشه !)
بعد از جناب میرزایی یه نفر با هیبت درویش مسلکانه اومد رو سن .موهای بلند+لباس سفید بلند+جلیقه آینه کاری+یک دف حلقه دار که البته پسر 4-5 ساله اش رو هم زیراکس خودش درست کرده بود و آورده بود اومد روی سن.
شروع کرد یه سری شعر بی سر و ته در مورد انواع فلکی و یه سری مولودی قدیمی که به سبک نمی دونم چی بگم سبک،خاله زنکی که فقط یاد آور جلسات بی محتوای عوامانه بود رو با دف زدن خوند و نمایندگان معزز مجلس دانش آموزی نیز به کف زدن مشغول بودند به استثناء چند نفر .
آخرش هم گفت که :من بعد از خدافقط از امام خمینی می ترسیدم و تو این مملکت از هیچکس دیگه ای نمی ترسم.
من نمی دونم اولا؛ آدمی که خطا نمی ره چرا باید از کسی بترسه و تازه ترس هم حتما از کاری بوده که مخالف معیارهای حق امام راحل (ره)بوده
و دوما:این چه جای طرحی تو این جلسه داشت
بعد هم گفت که من با دو فاصله می رسم به قاسم ملکی ولی من هنوز به درجه اول هم نرسیده ام.
این حرف شبهه درویش مسلکی و صوفی مزاجی رو نسبت به این آقا در ذهن من تقویت کرد.
آقایون دبیر کل و هیئت موسس مجمع باید پاسخگو باشند که دعوت از این عناصر یعنی چی؟
بعد از این آقا نوبت رسید به آقای مزاری یکی از مسئولین شهرداری منطقه 9 که به قولی میزبان بودند.
مطالب ایشون که دیگه شاهکار بود.
این آقا چند تا نکته خفن داشت که می خوام براتون بگم :
1-ایشون میگفت جوانهای ما افسردن چون بیشتر از رنگ مشکی استفاده میکنن!!!
2-اینکه آقای خاتمی با اون مادر و دختر ایتالیایی دست دادند اصلا از نظر من اشکال نداره !!!
3- افتخار شیعه اینه که اجتهاد داره و میتونه اجتهاد کنه و حکم جدید بده.
4- مسئله ازدواج موقت باید درست بشه
5-این جور جلسات باید برگزار بشه حتی اگه چند تا دختر و پسر کنار هم بشینن و باهم (…)بزنن {بنده از نوشتن کلام بی ادبانه این آقا معذورم تا اینجاش رو هم نوشتم که میزان فهم طرف دستتون بیاد)
خلاصه این چرت و پرت ها رو گفت و آخرش هم یه شعر از فروغ خوند که نشون می داد این آقا خودش افسرده تره که از چنین شاعری شعر آورده
آخر جلسه نتونستم تحمل کنم و رفتم و بهش گفتم به عنوان یک نفر که با حرفهاتون مخالفه اومدم چند جمله انتقادی در خدمتتون باشم .
که جملات انتقادی که البته جواب این ۱-۵ میشه رو تو شماره بعدی می نویسم