تبليغاتX
آرمانگرا
مقام معظم رهبری:دانشجو باید آرمانگرا باشد.
يا علي(ع)
فردوس نقشه ايست ز ايوان کوي تو
يوسف اسير جلوه و مبهوت روي تو
شيعه خبرنگار غديرست در جهان
کفش تمام شيعه نثار عدوي تو
  


احسنت به غيرت خبرنگار عراقي


ديروز وقتي بوش آخرين سفر رسمي خودش رو در پايان دوره رياست جمهوريش انجام داد منتظرالزيدي خبرنگار عراقي شيعه با اين جمله که اي سگ اين بوسه خداحافظي است لنگه کفشهايش را به سمت او پرتاب کرد .


هرچند نيروهاي امنيتي از بين جمعيت خارج شدند و او هم طعم مشت و لگدهاي اونها رو چشيد ولي الحق که شايسته ي نام منتظر است و به عنوان يک منتظر امام زمان (عج) نشان داد شيعهي علي (ع) اهل تسامح و تساهل نبوده و نيست و با ظالم حتي به اندازه يک نشست مطبوعاتي هم سازش نمي کند


احسنت به منتظر الزيدي شيعه که شيعيان رو در آستانه ي عيد غدير رو سفيد کرد. 


بعضي از آقايون مدعي ملي گرايي ولي اهل سازش با آمريکا ياد بگيرن بد نيست.


پرتاب لنگه کفش به سمت بوش توسط خبرنگار عراقي

سالها بگذشت از عید غدیر

سوی بغداد آمد آن شیطان پیر

خون یاران علی آمد به جوش

لنگه کفشی می کند تقدیم بوش

 

غیرت مرد مسلمان چه بهایی دارد

 لنگه کفش خوردن بوش عجب صفایی دارد

يا علي ،کفش تمام شيعه نثار عدوي تو


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 23:27  توسط آرمانگرا  | 

چندين سال بايد نسل فلسطين قرباني قدوم غاصبان اسرائيلی شود تا جهان بيدارشود؟

عربهاي به ظاهر مسلمان چندين عيد قربان را با قرباني كردن غيرت اسلامي و انسانيشان جشن ميگيرند؟!!!

سكوت اعراب در مقابل جنايات اسرائيل همان مهر تاييد بر جنايات اسرائيل است.

آري اعراب در عيد قربان امسال با سكوتشان جوانان و مردان و زنان و كودكان مسلمان فلسطيني را به جاي عمل تقصيرشان تصغير كردند.

 

آی اعراب دشداشه پوش وهابي خائن به ابراهيم (ع)و اسماعيل(ع) و محمد (ص) !

عيدتان با اهداء قربانيانتان نزد شيطان لعين از سوي ابليس مورد قبول قرار گرفت.

آيا با ديدن اين صحنه ها در غزه باز هم عيدتان را جشن ميگيريد؟

از رسول خدا شرم كنيد .

چه مي كنيد ؟

فاين تذهبون؟

 

 

 

 

 

 انتقال مجروحان به بيمارستان غزه

انتقال مجروحان به بيمارستان

 

زنان فلسطيني

 

تشييع پيكر شهداي غزه

 

 تشييع پيكر شهداي غزه


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 17:53  توسط آرمانگرا  | 

5 آذر در سال 1387 نیز فرا رسید. اگر حساب کنیم بیست و نهمین سالگرد تشکیل بسیج به فرمان امام خمینی (ره) را به چشممان شاهدیم .الحمدلله علی کل نعمه کانت او هی کائنه

چند روزیه که رو این موضوع فکر می کردم که از چه زاویه ای در مورد تشکیل این لشگر 20 میلیونی که تشکیل آن آرمان پیر جماران بود بنویسم نتیجه فکر کردن ها مطلب حاضره.فکر کنم اگر بخوایم از یک جمعیت تشکیل شده (از هر نوعی و با هر تفکری)بنویسیم، مهمترین واولین نکته بحث که باید موردش مشخص بشه علت تشکیل آن جمعیت می باشد، چرا که فلسفه تشکیل اون ماهیت فکری و هدف غایی اون رو هم تعریف می کنه. در مورد بسیج اگر بخواهیم به فلسفه و چرایی و ضرورت تشکیل آن دقت کنیم باید به سیر تاریخی انقلاب از لحظه تولد توجه کنیم تا متوجه سلسله تهدیدات متوالی ای که اصل انقلاب را مورد تهدید قرار داده بود بشیم ،تهدیداتی که دشمنان انقلاب اسلامی با ترفندها و نقشه های مختلف برای ساقط کردن این حکومت اسلامی از لحظه تولد طراحی کرده بودند.چرا که بعد از مطالعه تاریخ متوجه می شویم که عدم تشکیل آن برای این انقلاب چقدر خطرناک بوده و آنگاه جای شکر داره به خاطر این لطف الهی.

پس شروع کنیم به مرور بعضی حوادث و جریانات بعد از تولد انقلاب اسلامی ایران؛

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 57 ایران اسلامی قائله های مختلفی را در درون خود شاهد بود ،دستگاههای سیاسی ،تبلیغاتی ،امنیتی و حقوقی و اقتصادی غرب بویژه آمریکا و حکومت صهیونیستی علیه انقلاب اسلامی بسیج شدند.سفارتخانه ی آمریکا (بخوانید لانه جاسوسی)در تهران به ستاد هماهنگی میان نیروهای مخالف انقلاب مبدل گردید ،از فردای پیروزی انقلاب یعنی از 23 بهمن 1357 تحرکات تجزیه طلبانه آغاز گشت و نقطه اولیه ی تجزیه طلبانه کردستان بود،یک هفته بعد تحرکات تجزیه طلبانه در گنبد و ترکمن صحرا آغاز شد و به درگیری هایی انجامید که در آن چریک های فدایی خلق زیر پوشش((ستاد مرکزی شوراهای خلق ترکمن)) رهبری تحرکات را به عهده داشتند.کمونیستها به دنبال تجزیه ی مناطق مختلف در ایران بودند و در برابر نهال نوپای انقلاب از انواع روشهای جنایتکارانه استفاده می کردند و آمریکا و غرب در ظاهر تنها نظاره گر این واقعه بودند.در سوم اردیبهشت 58 گروه تروریستی فرقان با ترور تیمسار قرنی که از اعضای دولت موقت و یکی از کارشناسان شورای انقلاب بود، اعلام موجودیت نمود. درچهارم اردیبهشت 1358 روزنامه ها خبر درگیری های شدید در تبریز را منتشر کردند که حزب خلق مسلمان عامل اصلی آنها بود.

در خوزستان نیز گروهی به نام خلق عرب اعلام موجودیت نموده بود و به تحریک عراق به تحرکات تجزیه طلبانه اشتغال داشت.در شب یازدهم اردیبهشت 1358 آیت الله مطهری رئیس شورای انقلاب توسط گروهک فرقان هدف گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید.

آمریکا که در مقابل جنایات تجزیه طلبانه و تروریستی سکوت توام با رضایت را برگزیده بود در مقابل اعدام عناصری از حکومت شاه و ساواک که در جریان انقلاب فرمان قتل عام مردم را صادر کرده بودند برآشفت و به موضع گیری پرداخت .مجلس سنای آمریکا در 27 اردیبهشت 1358 با صدور بیانیه ای اعدام عناصر دستگاه شاه را به شدت محکوم کرد و اخطار شدید اللحنی به جمهوری اسلامی ایران داد.

در چهارم خرداد 1358به آقای هاشمی رفسنجانی سوء قصد شد.در 4 شهریور 1358 حاج مهدی عراقی و فرزندش هدف تروریستهای گروه فرقان قرار گرفتند و به شهادت رسیدند سپس آیت الله قاضی طباطبایی در تبریز ترور گردید . در13 آبان 1358 بنا به تحرکات ضد امنیت ملی ایران که در سفارتخانه آمریکا در تهران انجام میشد دانشجویان پیرو خط امام(ره) در اقدامی هوشیارانه در فقدان یک جمعیت منسجم انقلابی دست به تسخیر لانه جاسوسی آمریکایی ها در تهران زدند و امام (ره)مهر تاییدشان را به نامیدن ای حرکت به عنوان انقلاب دوم اعلام نمودند.

امام (ره ) با هوشمندی تمام 22 روز بعد از این حرکت یعنی در 5 آذر 1358ضرورت تشکیل بسیج به عنوان لشگر 20 میلیونی را اعلام نمودند تا در مقابل این همه تهدیدات داخلی و خارجی نیرویی منسجم با تکیه بر ایمان و با اهدافی بر پایه اسلام ناب محمدی (ص) و ایثار در راه حق تشکیل شود و ظهور آن منجی بشریت را با حفظ و حراست از شجره طیبه ی انقلاب اسلامی زمینه ساز شوند.

لحظه ی به ثمر نشستن بسیج نیز با فاصله ای حدود 9 ماه در شهریور1359 بود.آنگاه که دشمن بعثی نقشه ی ابر قدرتها را علیه انقلاب اسلامی در صحنه نظامی اجرا کرد و اگر هوشیاری آن امام سفر کرده در تشکیل جمعیتی بر پایه ی اخلاص و عمل به تکلیف نبود در موقع رویارویی با حمله عراق معلوم نبود که چه مدت برای تشکیل یک جمعیت منسجم برای دفاع از انقلاب و اسلام زمان لازم بود.

خلاصه که اگه با عینک انصاف به مسئله نگاه کنیم باید این ابتکار تشکیل بسیج را هدیه ای به یادگار مانده از اماممان برای حفظ روحیه ی انقلابی و اسلامی بر مدار اخلاص و ایمان در جمعمان بدانیم.

بر دشمن انقلاب و اسلام نفرین

بر روح خمینی و شهیدان صلوات

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 20:11  توسط آرمانگرا  | 

 در مطلب قبلی (کالای صهیونیستی در بازار اسلامی) نظری از جانب خانم یا آقای نور نورانی گذاشته شده که الحق و الانصاف حق مطلب رو ادا کرده  و نشان از آشنایی ایشان با معارف اسلامی و همچنین ذهن تطبیقی ایشان در مسائل داره.با تشکر از مطلب بسیار به جا و جالبی که از کتاب معتبر" لهوف" نقل کردن این مطلب رو برای استفاده عموم اینجا آوردم.

بسم الله الرحمن الرحیم

عواقب کار قاتلان امام حسين (علیه السلام)

ابن رباح روایت مي کند که مرد نابینایی را که روز شهادت حسین (علیه السلام) در کربلا حاضر شده بود، دیدم. کسی علت نابینایی او را سئوال کرد. او در پاسخ چنین گفت:

"ما ده نفر رفیق بودیم که برای کشتن حسین (علیه السلام) به کربلا رفتیم، ولی من شمشیر و تیر و نیزه به کار نبردم. چون حسین (علیه السلام) کشته شد، به خانه خود بازگشتم و نماز عشا خواندم و به خواب رفتم.

در عالم رؤیا شخصی نزد من آمد و گفت: رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) تو را می خواند؛ برخیز و اجابت کن."

گفتم: "مرا با رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) چه کار است؟"

آن شخص گریبان مرا گرفت و کشان کشان نزد رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) برد. دیدم پیغمبر خاتم (صل الله علیه و آله و سلم) در بیابانی نشسته و آستینهای خود را بالازده است و حربه ای در دست اوست و فرشته ای برابر او ایستاده است و در دست او نیز حربه ای است از آتش.

نُه نفر رفقای مرا کشت و به هرکدام که ضربتی می زد سراپای او را آتش فرا مي گرفت و مي سوزانید.

من نزدیک رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) رفتم و مقابل او زانو بر زمین زدم و گفتم: " السلام علیک یا رسول الله" ولی آن حضرت جواب نداد و مدّت زیادی مکث کرد.

پس از آن سر خود را بلند نمود و فرمود: "ای دشمن خدا! هتک حرمت مرا نمودی و عترت مرا کشتی و حقّ مرا رعایت ننمودی و کردی آنچه را که کردی؟"

گفتم: " یا رسول الله! به خدا قسم من در کشتن فرزندانت نه شمشیر زدم و نه نیزه به کار بردم و نه تیری انداختم."

فرمود: "راست گفتی؛ ولی سیاهی لشگر کشندگان حسين (علیه السلام) را زیاد کردی؛ نزدیک من بیا."

من نزدیک آن حضرت رفتم. ديدم طشتي پر از خون نزد اوست. به من فرمود: "این خون فرزندم حسین است." سپس از آن خون به چشم من کشید. چون بیدار شدم تاکنون چیزی را نمی بينم."



منبع : کتاب ترجمه ومتن کامل لهوف سيّدابن طاووس (رضوان الله تعالی علیه)
ترجمه، تعریب و تصحیح : عقیقی بخشایشی
چاپ هفدهم، صفحه165

خدایا به تو پناه می برم از اینکه سیاهی لشگرکشندگان آل محمد (صل الله علیه و آله و سلم) را زیاد کنم.

خدایا به تو پناه می برم از اینکه مبادا آبی به آسیاب دشمن بریزم.

آمین یا رب العالمین

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 14:45  توسط آرمانگرا  | 

 
آگهی ، تبلیغات
>